تبليغاتX
جزیره عشق
 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

سخن روز


تصوير روز


نويسندگان
  علي


آرشيو ماهانه
  مرداد 1386
  خرداد 1386
  فروردین 1386
  اسفند 1385


دوستان
جزيره عشق
بی تو بودن کار من نیست
قصر یخ زده
ترفندهاي ياهو
دنيايي موبايل
كامران و هومن با يلدا
گندم دختري از جنس آتش
عشق و اشک
بازتاب
آرزوهاي مرده
محمد جونم
مسافر سیلاب
گوسفند عاشق
هيچكس
سه تفنگدار
آخرین فریاد
عاشق کیه ؟
عشق جاویدان
اسير عشق
دوستانه(تنها برای تو)
من و آخرين نگاه
كامل ترين آهنگها
هكتور
زيـبـاتــريــن والپيپرها دسکــتـاپ
بيا تو موزيك 2 ( كامل ترين آلبومها )
عاشق فوتبال
ياداشتهاي عاشقانه
کد اهنگ برای وبلاگ اخرشه
دوست داشتن واقعي
دوستت دارم و تاوانش هر چه باشد
من دیگه عاشق نمیشم
پرتگاه ( جديدترين آهنگها )
اخبار.موزيك.فيلم..
حرفهاي يك دل
عالم بارانی
ساحل عشق
Ricky
ستاره ى تنهای من
من تموم قصه هام قصه ی توست
بهانه ی زندگی
بمیرد روزگار با خاطراتش
زیر بارون
عشق آتشین
آرام و آهسته
شراره عاشق
قلب پر درد


جديد

 

 تبليغات



 

 

  هر عکسی که فکرشو بکنی در

                     

                        

                          دنیایی عکس

 



+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 8:59    

  لبخند زیبا

 

 

    هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا

 

هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 13:18      

  فقط می خندم ....

نمي نويسم .....

 

چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني

 

حرف نمي زنم ....

 

 چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي

 

 نگاهت نمي كنم ......

 

 چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني

 

 صدايت نمي زنم .....

 

 زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است

 

 فقط مي خندم ......

 

 چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام .

 



+| نوشته شده توسط علی در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 9:41      

  من 23 ساله شدم .

سلام به همه دوستان گلم

 

بچه ها  من امروز ۲۳ ساله شدم  

پس تولدم  مبارک                         

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 11:22      

  به او گفتم..

به او گفتم مرا دوست بدار

گفت دوست داشتني نمي بينمت

به او گفتم مرا يار خود بدان

گفت آ خر تو هم شدي يار

به او گفتم مرا در قلبت جاي مي دهي

گفت لايق قلبم نمي بينمت

به او گفتم جانم فداي تو

گفت من از هر كسي جان نمي خواهم

به او گفتم اگر مرا لا يق خود بداني تمام خوبي هاي دنيا را براي تو خوا هم آورد

گفت من خوبي هاي دنيا را مي خواهم ا ما نه با تو

به او گفتم چه كنم كه اسير دل سنگت شده ام

گفت روزگار به سنگ هم نياز مند است

به او گفتم دلم برايت بسيار تنگ ميشود

گفت براي دل تنگي هاي تو در دل من راهي نيست

به او گفتم اسير دست تقديرم و سر نوشت تو را برايم رقم زده

گفت غصه نخور سر نوشت برگهاي بي شماري براي رقم زدن دارد

به او گفتم اگر تو بروي من تا ابد نام هيچكس را به زبان نخواهم آورد

گفت تو لا زم نيست به زبان بيا وري روزگار نا م ها را به زبان تو خواهد اورد

به او گفتم اگر بروي از د وري تو مي ميرم

گفت من نمي خواهم فرشته نجات تو باشم

به او گفتم اگر يك سوال از تو بپر سم راستش را ميگويي

گفت اگريك سوال باشد آ ري

پرسيدم تمام حرف ها يي را كه گفتي با ور كنم

گفت ا گر عشق شيرين به فرهاد را با ور نداري آري

گفتم تا ابد دوستت دارم

 



+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 18:9      

  عشق من ...

 

عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن !

 

آخه رويا توتنها کسي هستي که مي پرستم .

 

مريم من واقعا واست ميمرم .

 

ميدوني چيه زهرا ؟اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره !

 

خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم .

 

مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده !

 

هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه !

 

تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 19:51      

  در مرز چشم های تو گیرم ...

 

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز..

 

             در مرز چشم های تو گیرم ..

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 19:45      

  براي عشق ...

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 19:6      

  بهترين باش ....

اگر بهترين دوست نيستي

 

                       اقلا بهترين دشمنم باش 

 

 اگه غمخوارم نيستي

 

                        اقلا بزرگترين غمم باش

 

هرچه هستي هميشه بهترين باش

 

 جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند

 

 پس در بدترين خاطراتم

 

                     بهترين باش

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 18:53      

  سال نو مبارک ...

 

 

                            سال نو مبارك

 

                    ۱۰۰ سال به اين سالها 

 

 اميدوارم سال خوب و خوشي در پيش داشته باشيد

 

 



+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 9:13      

 

عشق را دوست دارم وقتي عاشق تو باشم

 گل را دوست دارم وقتي بوي تو باشد

 زنجير را دوست دارم وقتي در بند تو باشم

 قفس را دوست دارم وقتي زنداني تو باشم

زندگي را دوست دارم وقتي در کنار تو باشم

 پائيز را دوست دارم چون اغاز دوستي هاست

تو رادوست دارم بدون انکه بدانم چرا ؟



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 9:42      

  دیوانه وار می خوامیت ...

بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،

بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم چون همه چيزم تويي ،

نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،

اگه يه روزي چشمات پر از اشك شد دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ،

صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،

اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول

ميدم ساكت بمونم ، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني

 ، صدام كن ،  قلبم تنها خرابه ي وجود توست



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:53      

  هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده....

هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده...

حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...

عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري ....

اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت

علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:41      

  عاشقت ....

موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم

موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم

موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم

موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم

حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:26      

  زمان ....

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست....

 

بوسيدن قول ماندن نيست.....

 

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....

 

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ....

 

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني ....



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:20      

  پشيمان ميشدي از اينکه عشق رو آفريدي ....

خدايا گر تو درد عاشقي را ميکشيدي توهم زهر جدايي رو به تلخي ميچشيدي

 

اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدي پشيمان ميشدي از اينکه عشق رو آفريدي



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:14      

  دریاست ...

با تو بودن همیشه پر معناست..........

 

                                                   بی تو  روحم گرفته و تنهاست.....

 

با تو یک کاسه آب یک دریاست.....

 

                                                   بی تو دردم به وسعت دریاست…...

 



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 15:56      

  بی تو میمیرم ...

دلم برای دیدن چشات برای شنیدن صدای نازت یک ذره شده

       

                    دارم میمیرم تو تنهای بی تو میمیرم اگه دیگه بر نگردی

 



+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 15:47      

  اشک ...

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام

جاري شد...

از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو

چشمات كسي هست

كه ديگه اونجا جاي من نيست



+| نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 20:51      

  چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی ...

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است

 

ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من

 

هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا

 

دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي

 

به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي

 

در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه

 

اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان

 

نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي

 

در اسمان نبود خواستم  براي از دست دادنش قطره اي اشک

 

 بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش

 

از دست داده بودم



+| نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 20:35      

  تو توي قلب مني ....

اگه روزي ديدي كه توي يه جاي تنگ و تاريك هستي

 

 كه خيلي تكان  مي خوره و از ديوارهاش خون مياد ،

 

    نترس !!         تو توي قلب مني .



+| نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 10:40      

  بياموز ...

به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد ....


به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد ....


به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد ....


به دلت بياموزاگه روزي تنها ماندطلب عشق زهربي سرو پايي نکند ....
.



+| نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 10:26      

  دنیا سه رکن دارد ...

   

دنیا سه رکن دارد:

 

1- اصلاً عاشق نشو

 

2- اگر عاشق شدی واسه معشوقت بمیر

 

3- اگه مُردی خاک بر سر بی جنبت کنن

 

 

 



+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 16:8      

  خفه شو ......

پسرميگه : دوستت دارم

 

                                     دخترميگه :خفه شو

پسر: عاشقتم

 

                                     دختر:خفه شو

پسر:ميميرم واست

 

                                     دختر:خفه شو

پسر :فدات شم

 

                                     دختر :خفه شو

پسر:نوکرتم خاک زير پاتم

 

                                     دختر :خفه شو

پسر:زنم ميشي

 

                                  دختر:جدي گفتي ؟

پسر: خفه شو



+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 21:2      


درباره


من سید علی موسوی هستم
اهل مشهد
23 سال سن دارم
و این وبلاگ رو تقدیم می کنم
به تمامی عاشقان دنیا


ساعت

جستجوگر
براي جستجو در مطالب اين صفحه واژه مورد نظر را در زير وارد نماييد:




آمار وبلاگ


تبليغات



به يادت عشق مي كارم غريبه